جدیدترین تصویر
 
جدیدترین آثار من
کتاب شناسی

mohsensharif.ir
فهرست زیر علاوه‌ بر رمان و مجموعه داستان منتشر شده، نوشته‌هايي‌ست که تاکنون از محسن شریف در نشریات سراسری و محلی به چاپ رسیده است

 
اخبار روز
کد مطلب : 85
تاریخ مطلب : ۲۴ مرداد ، ۱۳۹۲

متن يك مصاحبه

متن يك مصاحبه
فت‌وگوي خبرنگار روزنامه‌ي اعتماد ملي با محسن شريف

س – نیازی به تاکید خود شما نیست و ایجاز در آثارتان را باورم ، چه بسا ، اگر مثلاً داستان بلند 90 صفحه ای « آس نحس » دستمایه نویسنده ی دیگر قرار می گرفت، با صفحاتی افزون تر روبرو بودیم . می خواهم این را بپرسم که چطور شد محسن شریف ، شیوه داستان نویسی رئالیستی و مملو از اطناب و نقالی گری رسول پرویزی که دست بر قضا آن روزها بسیار هم خواننده ی خاص و عام داشت – یا راه صادق چوبک و فضای ناتورآلیستی در ، آثار او – هر دو از نویسندگان صاحب نام همشهری و نسل قبل از شریف به حساب می آیند و می توانستند تاثیری به سزا بر او بگذارند – را دنبال نکرد و به زبانی مدرن متفاوت رسید .
ج- خیلی دلم می خواهد برابر این سئوال روشن جواب درخور داشته باشم که اگر نشد در این مضیقه است که واژه های درخور نیافته ام اما هرچه باشد ابتدا لازم است به گذشته برگردیم. زیرا که جواب من خواهی نخواهی وصل می شود به شرایط و مناسبات آنروزی و ساختار اجتماعی آن دوران که چوبک و پرویزی را پرورانید در خودش . البته شخصیت این دو بزرگوار و موضع خانوادگی شان هم در مناسبات آن روزی قابل تأمل است و این که آیا چه شد که برکشیدند خودشان را و یا کشیده شدند به صدر ادبیات داستانی و دیگر استعدادهای همزمان اما نشد رو بیاید . ناگفته هم نماند که چوبک، قابلیت انکارناپذیری داشته در خلق آثار بزرگ داستانی، تا حدی که یک تنه حتی صاحب سبک شده .بر خلاف بعضی تعبیرهای مدعی بر اینکه چوبک ناتورآلیست ادبی را پیروی کرده و این مقوله جای گفتن اش جای دیگر است. اما در مناسبات بغرنج اجتماعی در زمان چوبک ،همچنین حالا خیلی عوامل باید بچربند بر عوامل دیگر تا چوبک بیاید و پرویزی به صحنه ی داستان و استقبال خواننده . استعداد قصه نویسی اما فقط یک عامل در این مقوله است ،که چوبک با چنته ی پر بروزش داده . در شأن هنر نیز این هر دو نویسنده ی همشهری در وانفسای آن زمان، هم دست شان به دهان می رسیده، ارتباطشان هم بخصوص پرویزی، با مافیای قلم فراهم بوده تا شکفته اند و این رشته تا بوده همین بوده، تا هست همین است هرکه دمخور باشد با مافیا در هر زمینه ای ، نانش توی روغن است و نام اش سرِزبان در زمینه ی تاثیر و متاثر هم باید بگویم پرویزی را از دیر زمانی که شناختم اش درویش واره ی لوطی منش اول وابسته ی درباری بود که همین جایگاه اجتماعی بر قضاوت ام روی آثار او اثر گذاشت ، قصه هایش را یک پُزِ روشنفکری دانستم ،آمیخته با دلسوزی مضحکِ از ما بهتران و این گونه پُز همواره مرسومِ امربرانِ درباری بوده. حالا هم هست . از این نویسنده بعدها که شلوارهای وصله دارش را خواندم و یک قصه ی دیگر ،چیزی در نیافتم که گفتنی باشد بیشتر . کار چوبک اما بعد از هدایت خیلی درگیرم کرد با قصه و داستان . هرچند که او نیز ارادتی داشته است به حاکم و نمی گنجید در ملاک جهان بینی ام ولی آثارش را که خواندم ،در عمق محتوا ، مثل آثار هدایت ، پیام در پیامِ هنر به ذهن ام آمد، پر از کنایه و اشاره : تا شد که حالا دیگر کار هدایت و چوبک را دو استثنای آمیخته با جهان بینی میدانم شان . اما در زمینه ی ایجاز و اطنابِ همچنین طرح داستان «آسِ نحس» این گفته شایدلازم باشد که کار چوبک و هم نسلان اش بازتاب زمانه ی خاص است در نظام خان سالاری، و البته بر سیاق داستان های غربی با نگاه بومی که این نگاه محدود از چنان دروازه ای شرح و روایت خیلی لازم است تا مصور باشد داستان و دامنگیر بین مخاطبان عام . همچنین زبان ما و الفبای مان در قصه ، از گونه های کارِ چوبک سرحرف باز می کند، زیرا که نارساست این زبان در چنان مقوله ای و لزوماً به درازا می کشد و نقالی . هر چند که استعاره و طنز و کنایه کار چوبک را هم فشرده کرده مثل آثار هدایت . اما فضای داستان و رویکردشان به محتوا این هر دو خیلی متفاوت اند و گفتیم که کار چوبک بازتاب زمانه ی خاصی است در محدوده ی مرز و نظام خودمان . «آس نحس» اما خواسته بازتابِ بحران جهانی باشد در مناسبات آدم ها و روکرده است، به تصویرِآدم های پیوندی روکرده. پوست و استخوان پیوندی ، به دست و پای عاریه ای و پیوندی ، به مغز و مخچه ی عاریه ای و هیچکس مالک هیچ جای خودش نیست . در چنین مناسباتی و عضوهای عاریه، روی تن بی صاحب، تمام پدیده ها روکش بدل دارند. دیوارِ کلوپ و کاشانه مقوائی است. درختِ یا رگ و ریشه ی استخوانی و ساقه های عاریه . گل ، بوی خاک اره می دهد. سقف و سرپله ی کاغذی ، آسمان کاغذی و جولان بادبادک ها و دریا اردک چوبی برات ساحل می کند. که در چنین فضای داستانی زبان خاص باید باشد. فراخور محتوا که یعنی واژه باید بار سنگینی هموارکند به¬خود تا محتوا برتابد به¬قصه وَ ایجازِ«آس» ازهمین¬مقوله است .
س- اگرچه بنا بر گفته های شما در همین مصاحبه ، نوشتن را از نوجوانی و جوانی شروع کرده اید اما کسانی مثل محمدرضا صفدری و منیرو روانی پور از نویسندگان به اصطلاح نسل سوم داستان نویسی ایران که همشهری شما هم محسوب می شوند آثارشان را زودتر منتشر کرده اند. تاثیر « سیاه سنبوی» صفدری یا مثلاً اهل غرق خانم روانی پور را بر نسل های قبل و بعد خودتان چگونه میبینید؟
ج- نسل قبل از من حاشا که از کار صفدری و منیرو متاثر باشند... زیرا این هر دو شیرخواره یا اصلاً نبوده اند . از بعد از من هم تا ادبیات داستانی برسد به این دو تا، خیلی ها آردشان بیخته و آردبیزشان آویخته بوده اند. من اما این تاثیر از کار منیرو و صفدری را بردیگران پرواضح دیده ام و خوانده ام .که البته طبیعی و شایسته است تداوم روال آن . زیرا هنر که مطرح می شود در هر زمینه ای، همیشه دنباله رو دارد. اما گفتنی است که دنباله رو باید چیزی هم توی چنته ی خودش باشد در بضاعت دستمایه . که اگر نبود این بضاعت، خواجو نمیشد حافظ یا دقیقی نمیشد فردوسی شمس نمی شد مولانا یا همین حامدی ازخورموج خودمان منظومه ی عظیم کلاغا نمی شد در اندیشه ی حاج مرادی بزرگ و هزار هزارِ فرهیخته گان مکمل هنر . صفدری و منیرو هم سفیران همین قافله اند . اما پیش هم آمده و میآید بعضی وقت ها که بعضی گوش شیطان کرها نعلِ وارو می زنند در اثر بنام خود که بعنی تقلید و تقلب جا میزنند و امروزه این سکه رواج بسیاری دارد بین مافیای قلم و هنر .
س – شهرنوش پارسی پور بعد از انتشار « سال های صبر» شما در انتهای نقدی بر این رمان نوشته و آورده است که این کتاب و « جن نامه » هوشنگ گلشیری را کنار گذاشته ام تا آنها را دوباره بخوانم . زیرا این دو ، کتاب هائی هستند که باید بیش از یک بار آنها را خواند.... (نقل به مضمون) فکر می کنید گفته های پارسی پور همان دشواری ارتباط خواننده با نثر شما یا می تواند علت های دیگری هم داشته باشد ؟
ج- شهرنوش را با کتاب « توبی و معنای شب» و « زنان بدون مردان» شناختم . این نویسنده هم روئین تن شایسته ای در ادبیات این سرزمین است . یک دفعه در باب کتاب دوم اش از گلشیری ، بعد هم از آتشی حرف و حکایت خیلی شنیدم که بیشتر وصف شهامت او بود در تصویر اخلاق جامعه ی تهرانی و کتاب « توبی ...» انگار که در خورتر باشد. اما این که « سال های صبر» از من و « جن نامه » از گلشیری را کنار گذاشته است تا دوباره بخواند شاید برای همان بوده است که خودش گفته . زیرا این هر دو واقعاً تجربه ی دوم لازم دارند و در باب « سال ها....» نه اینکه دشوار نوشته شده باشد ، بلکه از آن جهت که داستان در داستان است به تعبیرهای مختلف و کشف میشود هر دفعه مرز تازه ای از درون آن ، و نکته ی دیگر اینکه انگار بین «خانه روشنان» و داستان « پیچانه ابری » از این قلم تشابه مضمونی باشد که ناگفته نماند این پیچانه ابری را من خیلی پیش از انتشار خانه روشنان نوشته ام و جناب سعید میهمنی نویسنده و شاعر و منتقد بوشهری شاهد این مدعا می باشد زیرا نسخه را را برای شان فرستاده بودم تا نقد و نظر دهند روی آن .
س- آقای شریف ، این روزها مشغول چه کاری هستید و چه اثر تازه ای را آماده ی چاپ دارید ؟
ج- این روزها و از سال ها پیش است که من گرفتار تب نوبه ام و این تب سنگین کلافه ام کرده. چندین دفعه بازنویسی شده . نسخه های اکنونی آن، از چند صد صفحه رسیده است به زیر صد و هیهات به منزل برسد این بارگران و تا چه پیش آید .....
دفعات نمایش : 0 | تعداد نظرات : 0